یاد باد

یادباد آن روزگاران،آن شبان

آن محبت،آن مکان ها،آن زمان

دیدن معشوق ،به هر عذر و دلیل

لیک نیت،بوسه ای از آن لبان

یاد داری آن جسارت های دل؟

وان تمایل های پیدا و نهان؟

یاد داری که چه حد بود تشنگی؟

بهر بیرون رفتن از این جهان؟

وارد دنیای شیدایی شدن

فارغ از غوغای هر کون و مکان

من دلم بهر همان ها می تپد

بیقرار آن تجلی های جان

بیوفا، یادم نمی آری چرا؟

آرزویم را بدان،من را بخوان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.