برچسب ها بـ ‘خراب’

تصویر نوشته ۲۰۴

سه‌شنبه, 27 آوریل, 2021

کجایی،کجا؟

دوشنبه, 30 سپتامبر, 2013

سالها منتظر آمدنت بوده و هستم

و تو من را نیافتی لایق

خبری نیز ندادی از خود

آخر ای دوست کجایی،کجا؟

 

من در این گوشه ویران و خراب

منتظر مانده به راهم که بکوبی در را

لیک یادی نکنی از ما تو

آخر ای دوست کجایی،کجا؟

 

گر روم لحظه ای در جامه خواب

من تو را در گذر از کوچه خود می بینم

می جهم بر در این ویرانه سرا

تا ببینم رویت،تا ببوسم مویت

لیک افسوس کسی نیست در آن

آخر ای دوست کجایی،کجا؟

 

عطر تو شامه نواز دل من

یاد تو خاطره ای روز افزون

عشق تو همدم روز و شب من

آخر ای دوست کجایی،کجا؟

مست خدا

دوشنبه, 16 ژانویه, 2012

ما واله و دیوانه و دلداده به اوییم

ما مست و خراب از خم و پیمانه اوییم

این ناز خرامیده به رخساره دلدار

از رحمت یار است،رهی جز تو نپوییم

ای هردو جهان،حاصل یک لحظه نازت

آخر ز کجا راه سرای تو بجوییم؟

ما دلق خود از بار گنه پر بنمودیم

امید به تو داریم و گدای سر کوییم

ما ساقه خشکی به گلستان خداییم

او بارش روح است که به افلاک بروییم

 

شراب عشق در شعر شاعران

یکشنبه, 30 ژانویه, 2011
 

کاش در جانم شراب عشق باد

  خانه جانم خراب عشق باد

هرکجا عشق آید و ساکن شود

  هرچه ناممکن بود ممکن شود

 

*****

عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست

  عشق یعنی جان من قربان اوست

عشق یعنی خواندن از چشمان او

  حرفهای دل بدون گفتگو

عشق یعنی عاشق بی زحمتی

  عشق یعنی بوسه بی شهوتی

عشق ، یار مهربان زندگی

  بادبان و نردبان زندگی

عشق یعنی دشت گلکاری شده

در کویری چشمه ای جاری شده

یک شقایق در میان دشت خار

  باور امکان با یک گل بهار

********

چون شراب عشق دردل کارکرد

دل ز مستی بیخودی بسیارکرد

شورشی اندرنهاد دل فتاد

دل درآن شورش هوای یارکرد

جامعه ی دریوزه برآتش نهاد

خرقه ی بیروزه رازنان کرد

هم زفقر خویشتن بیزارشد

هم ز زهد خویش استعفارکرد

نیکویی های که دراسلام یافت

بر سر جمع مغان ایثارکرد

ازپی یک قطره درد درد دوست

روی اندرگوشه ای خمارکرد

چون بیست ازهردوعالم دیده را

در میان بیخودی دیدار کرد

هستی خود زیرپای آوردپست

وزبلندی دست دراسرار کرد

آنچه یافت از یاری عطار یافت

وآنچه کرد ازهمت عطار کرد