برچسب ها بـ ‘درویش’

عزیزالدین نسفی ۱۵

یکشنبه, 25 آوریل, 2021

ای درویش! معلوم شد که ره رو توئی، و راه توئی، و منزل توئی. و چون مراتب رونده تمام ظاهر شد،
آنگاه ابتدای سیر فی اللّه باشد، و این سیر هرگز بنهایت نرسد. دانستن این سخن از مهمّات است.
کار باغبان آن است که زمین را نرم و موافق میدارد و از خار و خاشاک پاک میکند، و آب بوقت میدهد و محافظت میکند تا آفتی بدرخت نرسد تا مراتب درخت تمام پیدا آیندو هر یک بوقت خودتمام ظاهر شوند. کار سالکان نیز هم چنین است باید که نیت سالک در ریاضات ومجاهدات آن باشد که تا آدمی شوند و مراتب انسانی در ایشان تمام ظاهر شو د، که چون مراتب انسانی تمام ظاهر شود، سالک اگر خواهد و اگر نخواهد، طهارت و اخلاق نیک و علم و معرفت و کشف اسرار و ظهور انوار، هر یک بوقت خود ظاهر شوند و چیزها ظاهر شود که سالک نام آن هرگز نشنوده بود و بر خاطر سالک هرگز نگذشته باشد؛ و کسی که نه درین کار بود این سخنان را هرگز فهم نکند.

عزیزالدین نسفی ۱۳

یکشنبه, 28 فوریه, 2021

بدان که صحبت اثرهای قوی و خاصیّتهای عظیم دارد. هر سالکی که بمقصد نرسید و مقصود حاصل نکرد، از آن بود که بصحبت دانائی نرسید.
ای درویش! بسیار کس باشد که بدانا رسد، و او را از آن دانا هیچ فایده نباشد؛ و این از دو حال خالی
نباشد، یا استعداد ندارد یا هم مقصود نباشد. آنکه استعداد ندارد از اهل صحبت نیست. و آنکه استعداد دارد و هم مقصود نیست هم صحبت نباشد از جهت آنکه هم صحبت هم مقصود است. هرگاه دو کس زیادت با هم باشند و مقصود ایشان یکی باشد، هم صحبت باشند؛ و اگر مقصود ایشان یکی نباشد، هم صحبت نباشند.
چون معنی صحبت را دانستی، اکنون بدان که چون بصحبت درویشان رسی، باید که سخن کم گوئی، و
سخنی که ازتو سؤال نکنند جواب نگوئی. و اگر چیزی از تو سؤال کنند و جواب ندانی باید که زود بگوئی که نمیدانم و شرم نداری و اگر جواب دانی جوابی مختصر با فایده بگوئی و دراز نکشی ودر بند بحث و مجادله نباشی و در میان درویشان تکبر نکنی ودر نشستن بالا نطلبی بلکه ایثار کنی و چون اصحاب حاضر باشند و خلوت باشد یعنی بغیر اصحاب کسی دیگر در میان نباشد، باید که تکلّف نکنی و در ادب مبالغۀ ننمائی که در چند موضع تکلّف نمیباید کرد؛ بی تکلّفی آزادی است

عزیزالدین نسفی ۸

یکشنبه, 24 ژانویه, 2021

ای درویش! دعوت و تربیت آن نیست که شقی را سعادت بخشند، و نامستعد را مستعد کنند، و حقیقت
چیزها بر مردم آشکارا گردانند ، دعوت و تربیت آن است که عادتهای بد از میان مردم بردارند، و
زندگانی کردن و تدبیر معاش بر مردم سهل و آسان کنند و مردم را با یکدیگر دوست و بر یکدیگر
مشفق گرداند، وسعی کنند تا مردم با یکدیگر راست گفتار و راست کردار شوند، دعوت و تربیت این
است که گفته شد و بیش ازین نیست، و امر معروف و نهی منکر از برای این است.
ای درویش! هیچ صفتی بد نیست، امّا قومی آن صفات نه بجای خود کار میفرمایند، میگویند که آن صفت بد است. در عالم هیچ چیز بد نیست، جمله چیزها بجای خود نیک است، امّا چون بعضی نه بجای
خود باشد، نامش بد میشود. پس خدای تعالی هیچ چیز بد نیافرید، همه نیک آفریده است.

عزیزالدین نسفی ۶

یکشنبه, 27 دسامبر, 2020

ای درویش! افراد کاینات نسبت بخدای هیچ یک بر یکدیگر مقدّم و هیچ یک از یکدیگر مؤخّر نیستند،
جمله برابراند، از جهت آنکه نسبت هر فردی از افراد کاینات با خدای همچنان است که نسبت هر
حرفی از حروف این کتاب با کاتب، حرف اوّل از کاتب، و حرف دوم از کاتب، و حرف سوم از کاتب،
همچنین تا به آخر کتاب جمله از کاتب است. کاینات را همچنین میدان عرش از خدای و کسری از
خدای و آسمانها از خدای و زمین از خدا جمله افراد موجودات از خدای است و ازین جا گفته اند که از
تو تا بخدای راه بطریق عرض است، نه بطریق طول.
ای درویش! افراد کاینات نسبت بیکدیگر بعضی بر بعضی مقدّم و بعضی بر بعضی مؤخّرانرد، و بعضری
ماضی و بعضی مستقبلند، امّا نسبت بخدای جمله برابرند

کاش می شد!

دوشنبه, 9 مارس, 2020

کاش می شد خالی از تشویش بود

برگ سبزی تحفه ی درویش بود

کاش تا دل می گرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل , دلی پیوند داشت

هر نگاهی یک سبد لبخند داشت

کاش لبخندها پایان نداشت

سفره ها تشویش آب ونان نداشت

کاش می شد ناز را دزدید و برد

بوسه رابا غنچه هایش چید و برد

کاش دیواری میان ما نبود

بلکه می شد آن طرف تر را سرود

کاش من هم یک قناری می شدم

درتب آواز جاری می شدم

آی مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پروازهاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب

نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم

در دل آینه جایی باز کنم

دل نوشته ۲۷

شنبه, 2 نوامبر, 2019

عزیز الدین نسفی در مقدمه کتاب “انسان کامل” می نویسد:
“ای درویش! به یقین بدان که بیشتر آدمیان صورت آدمی دارند و معنی آدمی ندارند،و به حقیقت خر و گاو و گرگ و پلنگ و مار و کژدمند و باید که ترا هیچ شک نباشد که چنین است.
در هر شهری چند کسی باشند که صورت و معنی آدمی دارند و باقی همه صورت دارند و معنی ندارند.
بدان که انسان کامل آن است که او را چهار چیز به کمال باشد: اقوال نیک و افعال نیک و اخلاق نیک و معارف.”
و ببینید که این سخنان چقدر به رهنمودهای کوتاه زرتشت در راه زندگی نزدیک است:
پندار نیک،گفتار نیک و رفتار نیک.
و این هم یکی دیگر از نشانه های این است که همه مذاهب الهی تنها و تنها یک خدا دارند و بس.
حال که همه ما بندگان یک خداییم،چرا برای رضای این خدای واحد یکدیگر را نابود می کنیم و می کشیم؟!
باز هم عزیزالدین نسفی می نویسد:
“ای درویش، رحمت خدای عام است جملۀ موجودات را، و رحمت انبیا عام است جملۀ آدمیان را، و
رحمت اولیا عام است جملۀ طالبان را. دعوت انبیا این بود، جمله یک سخن بودند و جمله تصدیق
یکدیگر کردند و این سخن هرگز منسوخ نشود.

همراه عارفان ۳

چهارشنبه, 31 جولای, 2019

دو پند از مولانا:
– مرغی از زمین بالا پرد اگر چه به آسمان نرسد اما اینقدر باشد که از دام دورتر باشد و برهد، و همچنین اگر کسی درویش شود و به کمال درویشی نرسد،اما اینقدر باشد که از زمره خلق و اهل بازار ممتاز باشد و از زحمتهای دنیا برهد وسبکبار گردد.
– یکی از اصحاب را غمناک دید، فرمود همه دل تنگی از دل نهادگی بر این عالم است . مردی آنست که آزاد باشی از این جهان و خود را غریب دانی و در هر رنگی که بنگری و هر مزه یی که بچشی دانی که به آن نمانی و جای دیگر روی هیچ دلتنگ نباشی.

مشتعلم کردی

دوشنبه, 3 جولای, 2017

ﺷﻤﺴﻢ  ﺷﺪﯼ ﻭ «ﻣﻮﻟﻮ ﯼ ﺍﻡ » ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ !
ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﻏﺰﻝ «ﻣﻨﺰﻭﯼ » ﺍﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ !
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺩﺭﻭﻳﺶ ﺷﺪ ﻭ ﺷﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ
ﺩﺭ ﭘﻨﺠﻪ ﺍﻡ ﺁﺗﺶ ﺯﺩ ﻭ ﺗﻨﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ !
ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﻳﺨﺖ ﻓﻌﻮﻝٌ ﻓﻌﻼﺗﻢ !
ﻣﻦ ﻣﺸﺘﻌﻞٌ ﻣﺸﺘﻌﻞٌ ﻣﺸﺘﻌﻼﺗﻢ !

شاعر: غلامرضا طریقی